سعيد الدين سعيد فرغاني

104

مشارق الدراري ( شرح تائية ابن فارض ) ( فارسي )

ندارد ومشكلات كلمات اساتيد فن را محققانه تقرير نموده است . شرح عفيف الدين تلمسانى بر فصوص ، در دست اساتيد ايرانى نبوده و از او مطالب زياد در آثار عرفاى بعد از وى ديده نشده است . گويا ايشان بعد از إتمام تحصيلات به مغرب رفته و در آن جا برخى موافق وجمعى در صف مخالفان او در آمده اند . در جلالت قدر او همين بس كه ، استادش قونوى وصيت نموده كه كليهء آثارش را بعد از رحلت از دار فانى به عفيف الدين بسپارند . شمس الدين ايكى كه برخى از ناواردان از او به شمس الدين مكى تعبير نموده اند ، از تلاميذ نامى قونوى وشيخ الشيوخ عصر خود است وجامى در نفحات از او نقل نموده است : « در مجلس ما ، يعنى شيخ صدر الدين علما وطلبهء علم حاضر مىشدند و در انواع علوم سخن مىگذشت وختم مجلس بر بيتى از قصيدهء نظم السلوك مىشد و حضرت شيخ بر آن به زبان عجمى سخنان غريب ومعانى لدنى مىفرمود كه فهم آن هيچ كس نتوانستى كرد ، مگر كسى كه از اصحاب ذوق بودى وگاه بودى كه در روز ديگر گفتى كه در آن بيت معنى ديگر بر من ظاهر شده است و معنى غريبتر ودقيقتر از پيش بگفتى . وبسيار مىفرمود كه صوفى مىبايد كه اين قصيده را ياد گيرد و با كسى كه فهم آن بكند ، معانى آن را شرح كند . وهم شيخ شمس الدين ايكى فرموده كه شيخ سعيد فرغانى تمامى همّت خود را بر فهم آن چه حضرت شيخ مىفرموده آورده بود و آن را تعليق مىكرد . اولا آن را به فارسى شرح كرد وثانيا به عربى و آن همه از بركات انفاس شيخ ما است شيخ صدر الدين - قدس الله تعالى سرّه - [ 1 ] . محقق جامى در ترجمهء سعيد الدين فرغانى گويد : « شيخ سعد الدين الفرغاني - رحمه الله تعالى - وى از كمل ارباب عرفان وأكابر اصحاب ذوق ووجدان بوده است ، هيچ كس مسائل علم حقيقت را چنان مضبوط ومربوط بيان نكرده است كه وى در ديباچهء شرح قصيدهء تائيهء فارضيه كرده ، اولا آن را به عبارت فارسى شرح كرده بوده است ، بر شيخ خود شيخ صدر الدين عرض فرموده ، شيخ آن را استحسان بسيار كرده و در آن باب چيزى نوشته وشيخ سعد الدين آن

--> [ 1 ] نفحات الانس ، چاپ كلكته ، ص 488 ، احوال وترجمهء ابن فارض .